محمد حسن خان اعتماد السلطنه

726

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

انگليسها در ايران پايان نيافت و به نام ديگر و به رنگ ديگر ادامه يافت . يكسال پس از امضاى امتيازنامهء بانك شاهنشاهى روسها نيز در مقام گرفتن امتياز بانكى برآمدند . ژراك پولياكف از اتباع روسيه كه قونسول افتخارى ايران در تاگانروك و پطرزبورگ بود پيشنهادى براى تأسيس يك مؤسسهء استقراضى به دولت ايران داد و مورد قبول واقع شد . امتياز آن به مدت هفتاد و پنج سال صادر گشت و نام انجمن استقراضى ايران به آن داده شد . سرمايهء آن در آغاز تأسيس در حدود پانصد هزار تومان بود و در رمضان 1309 نام انجمن به بانك تبديل شد . كار عمدهء بانك پول قرض دادن با شرايط خيلى سهل و ساده و مدت طولانى با ايرانيان متنفذ و طرفداران سياست روس بود بطورىكه در عرض سيزده سال بيست و هفت ميليون منات به درباريان و اعيان و علماء و ارباب نفوذ قرض داد و تنها در شهر طهران 000 ر 000 ر 16 منات از مردم طلب داشت . اين بانك شعبه‌اى از وزارت ماليهء روسيه و مستقيما تحت ادارهء دولت روسيه بود و اولين مدير بانك كه از روسيه مأمور شد « گروب » نام داشت . كارهاى بانك هم همه به سود تجارت و اقتصاد روسيه بود نه ايران . بانك استقراض در سال 1921 به دولت ايران واگذار شد ، در حالى كه موجودى نقدى صندوق و مركزى آن هفتاد و شش قران و يك شاهى بود . اين بانك مدتى براى تسويهء حسابها به نام بانك ايران به كار خود ادامه داد و در 1312 هجرى شمسى ضميمهء بانك كشاورزى شد . وجود اين بانك در پيدايش مشروطيت ايران نيز اثرى داشت . بانكدارى روسها در ايران امروز هم هست . نظير آنچه دربارهء بانك‌دارى انگليس گذشت . بانكى هم به نام بانك عثمانى در ايران كار مىكرد كه در قبال بانك شاهنشاهى و بانك استقراضى اهميت چندانى نداشت و بيشتر كار آن كمك مالى به تجارت ميان ايران و صفحات عراق بود كه تا جنگ بين الملل اول در قلمرو عثمانى بود . براى شرح مفصل مربوط به بانكدارى در ايران رجوع شود به نوشتهء رابينو به نام Banking in Persia ، گنج شايگان تأليف جمال‌زاده ، عصر بىخبرى تأليف ابراهيم تيمورى ، بانك شاهنشاهى و امتياز تأليف عبد الحسين دانشپور ، تاريخچهء سى سالهء بانك ملى ايران ، پول و بانكدارى تأليف مصطفى فاتح ، اقتصاد تأليف دكتر على اصغر پورهمايون . ترقى كاشىپزى ( ص 152 - ص 112 چاپ اول ) مبالغه است و در بسيارى از موارد نادرست و تبليغاتى و ابدا كاشيهاى دورهء ناصرى مثل كاشيهاى قديم نيست . براى مثال كاشيهاى شمس العماره را با كاشيهاى مساجد اصفهان و مشهد مقايسه فرمائيد .